ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
31
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
فصل دوم از پوتى به تفليس سرزمين مينگرلياى سفلى - راهآهن قفقاز - ايمرتيا - كوتائيسى - زنان گرجى - صومعهى غلاتى - مشقات و محذورات گردشهاى شبانه - سورام - ورود به تفليس راهآهن پوتى به تفليس اولين راهآهنى است كه در قفقاز احداث گرديده است . ساختمان آن در سال 1867 آغاز شده و در سال 1872 به انجام رسيده است . اين راهآهن تا باكو امتداد دارد و دو خط فرعى آن را به شهرهاى باطوم و كوتائيسى « 1 » متصل مىكند . به مجرد حركت و خروج قطار از محوطهى ايستگاه ، آشكارا معلوم شد كه احداث چنين راهى سهل و آسان انجام نگرفته است . در مسافتى به طول پنج فرسنگ هر دو سوى مسير پوشيده از باتلاق و جنگلهاى نفوذناپذيرى بود كه در آن انبوهى از نى و درختان تنومند با عشقهها و پيچكهاى بالارونده درهم آميخته و كار راهسازى را سخت دشوار كرده بود . يك چنين آب و هواى دم كرده و سرزمين پر از درخت و گياهى محيط بسيار مناسبى براى زيست و زاد و ولد انواع و اقسام حيوانات و پرندگان ايجاد كرده است : در هر قدم اردكها ، پارتها ، لكلكها ، كلنگها و هزاران پرندهى آبى ديگر دستهدسته پرواز مىكردند . گاهى به صداى قطار گرازهاى وحشتزده هركدام به سويى پا به فرار مىگذاشتند و از ميان درختان تودرتوى جنگل ، عقابها با جيغ و داد گوشخراشى به آسمان بلند مىشدند . غناى طبيعى جنگلهاى پهناور مينگرلياى سفلى ، دست نخورده و تماما غير قابل
--> ( 1 ) . Kotais